|
|
مطقییر |
|
لخت میمانم |
|
2008/11/26 ... گاهی در خیابان بوی تنت را احساس میکنم انگار همان جا بوسیده باشمت اما لحظه میگذرد، زود مثل خودت 2008/11/23 ... به کسی احساس پیدا کردن زوری نیست گناهی نکرده، اونی که درونش احساسی به وجود نیامده فقط باید قبول کرد و گذشت همین 2008/11/20 2008/11/13 ... یاد زمان دانشگاه افتادم یاد همان ترمی که به من نگاههای خاص میکرد نگاهش گرم بود و دوست داشتنی، شاید هم منتظر تار موهایش روی صورتش ریخته بود و نور خورشید دلبرش کرده بود سرش پایین بود، آرام و پیوسته شعر میخواند، صدایش در گوشم هست آخرهای ترم احساس میکنم باردار شده، صورتش گرد و مرطوب شده بود انگار در جواب نگاهش چیزی باید میگفتم، که نگفتم و نگفتم تا آخرین لحظه بودنش بعد از آن ترم، هیچ وقت دیگر ندیدمش و مرز بین استاد و شاگرد همچنان باقی ماند مرزی که انگار نشکستنش گناه بود 2008/11/03
|
Moteghayers صفحه اصلی فتوبلاگ آرشیو @ December 2004; January 2005; February 2005; March 2005; April 2005; May 2005; June 2005; July 2005; August 2005; September 2005; October 2005; November 2005; December 2005; January 2006; February 2006; March 2006; April 2006; May 2006; June 2006; July 2006; August 2006; September 2006; October 2006; November 2006; December 2006; January 2007; February 2007; March 2007; April 2007; May 2007; June 2007; July 2007; August 2007; September 2007; October 2007; November 2007; December 2007; January 2008; February 2008; March 2008; April 2008; May 2008; June 2008; July 2008; August 2008; September 2008; October 2008; November 2008; December 2008; January 2009; February 2009; March 2009; April 2009; May 2009; June 2009; July 2009; August 2009; September 2009; October 2009; November 2009;
|