مطقییر                  

لخت میمانم




2005/04/26

 
نمی‌دانم از کيست

اينکه هميشه می‌گويم « دوستت دارم »
فقط به خاطر اين نيست که دوستت دارم
نترس، از روی عادت هم نيست
اگر چه به ترسيدنت عادت دارم

اينکه گاهی می‌گويم « يقين ندارم »
اصلاً به معنی اين نيست که دوستت ندارم
هر دو می‌دانيم که دوست داشتن کافی نيست

هيچ کس به ما نگفت که راه کدام طرف است
من به راهی که انتخاب کرده‌ام شک دارم
اينکه از من می‌پرسی چقدر زمان نياز دارم
سئوال سختی است که برايش جواب ندارم

می‌دانم گاهی می‌خواهی رهايم کنی ولی نمی‌توانی
می‌دانی، شايد نمی‌دانم که می‌توانی، شايد ديگر زمان نياز ندارم

اينکه هميشه می‌گويم « دوستت دارم »
فقط به اين خاطر نيست که دوستت دارم
به خاطر اين است که اين را خوب می‌دانم
که حتی اگر راه اشتباهی آمده‌ام
وحتی اگر به هيچ چيز يقين ندارم
وحتی اگر هميشه اشتباه فکر کرده‌ام

من تمام اين راه را با تو آمده‌ام
من به خاطر اينکه تو خودت هستی
به خاطر اينکه خودم را به من نشان دادی
به خاطر اينکه در بدترين لحظات به من آرامش دادی

هميشه و همه جا « دوستت دارم »

          

   |


بلاگر        فارسی نويس        UTF-8