مطقییر                  

لخت میمانم




2006/01/01

 
سلام
ببين نمی‌خواد حرفی بزنی
ميدانم که دلت تنگ شده بود
اگر هم نمی‌دانستم،
قيافه‌ات را که ديدم فهميدم

باشه، حالا چرا لبهايت اونجوری شد؟
گريه نکن الان که پيشمی
تو هم که سفت بغلم کردی
هيچ جا نميتوانم برم، آروم باش؛
راستی دلت کو؟
آه، آره يادم رفته بود
دلت را به من داده بودی
ميخواهی پسش بگيری؟!
اگر هم ميخواستی بهت نميدادمش
...

          

   |


بلاگر        فارسی نويس        UTF-8