مطقییر                  

لخت میمانم




2008/09/17

 
...

زیر سنگینی گناهش می‌گریست و لذت می‌بُرد؛
احساس می‌کرد در نالهایش پیچیده می‌شود.
مرد قول پیکر از رویش بلند شد، راضی بود.
و او همچنان می گریست،

می‌دانست گناهش چیست، خیانت
خیانت به خودش به وجودش

پ.ن: آذر ماه

          

   |


بلاگر        فارسی نويس        UTF-8