مطقییر                  

لخت میمانم




2008/12/06

 
...

چادر با نور آتش روشن شد
بوی سوختن چوبهای کاج در فضا پیچید
شمن، آرام بود
صدای تپش قلبش را میشنید
دیگر قدرتی برای جادو نداشت،
با نگاهش آتش را می پرستید
عاشق شده بود
شمن دیگر خودش نبود

          

   |


بلاگر        فارسی نويس        UTF-8